شهر سرد

این روزها پرنده ها منتظر دستهای بی ریایی هستند که مشتی دانه بریزند پای دیوارهای شهر .این شهر بی رحم سرد تا شاید بهار را با ما به سبزه نشینند. شهر بی پرنده شهر نیست.

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

تنها در بي چراغي شب ها مي رفتم... دست هايم از ياد مشعل ها تهي شده بود... دستم را به سراسر شب كشيدم... زمزمه ي نيايش در بيداري انگشتانم تراويد... قطره هاي ستاره در تاريكي درونم درخشيد.. بابك عزيزم...مثل هميشه كوتاه و رسا[دست]

آمد

درود شاید با نوازشی هم بشود دلی بدست آورد.

دلتنگی های یک عمه

زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم. عیدتان مبارک[گل][گل][گل]

یلدا

این روزها شهرمون غیر از پرنده خیلی چیزای دیگه هم کم داره....

ما نسل سومی ها

سلااااااااااااام خوبی؟ خوبم عید سعید قربان رو بهت تبریک میگم روزت قشنگ[گل][لبخند]

بهار

شهر سرد...شهر بی پرنده شهر نیست ولی شهر سرد میتواند پرنده داشته باشد...