فردایی نیست

فردایی نیست عزیز،فردایی نیست

زیر این چتر این خانه

باید به سوگ نشست زندگی را

از پشت پلکهای بی خواب

بی اشک

به هیچ باید نگریست

به سوختن شمع های شب های تنهایی

بر مزار خویش

در انتظار مرگ

/ 21 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ما نسل سومی ها

سلاااااااااااام ممنون که بهم سر زدی چرا وبت غمگینه؟ دل آدم میگیره یک کم بانشاط تر بنویس بازم پیشم بیاااااااااا

نگارخونه

سلام ... ممنون از احوالپرسی[نیشخند] ذوق کردم! حالم خوب شد اصلاً![زبان] ... تا یکشنبه دکتر یا جوابم می کنه یا جوابمو میده![لبخند] ... ضمناً که خواستم خدمتتون عرض کنم معلومه که فردایی هست ... حتماً هست ... حتماً ... باید که باشد بابک آریان عزیز.

ترنم

سلام مرسی که بهم سر زدی بازم بیا[عینک]

دلتنگی های یک عمه

وقتي جهان از ريشه جهنم و آدم از عدم و سعي از ريشه ي ياس مي آيد وقتي که يک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبديل مي کند بايد به بي تفاوتي واژه ها و واژه هاي بي طرفي مثل نان دل بست نان را از هر طرف بخواني نان است قیصر امین پور

راحله

آتش خسته می شود نشسته می شود روی خاکسترش خاکسترش را مامور شهرداری می برد دودش را باد پوست سوخته ی خیابان که بردنی نیست! ارش نصرت الهی [چشمک]

ريحانه

چه قدر تو نیمه خالی بینی... 1- با ادم افسرده حال نمی کنم 2- 40 هر بیچاره ای بود گذشت..قالب وبلاگت رو از سیاه در بیار 3- ادمها به طور طبیعی باید همیشه شاد باشند و فقط گاهی به خاطر بعضی بهانه ها ناراحت....شما انگار برعکسی از اینکه سر زدی ممنون

شیرین

من اگر روح پريشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازي دوران دارم دل گريان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم در غمستان نفسگير، اگر نفسم ميگيرد آرزو در دل من متولد نشده، مي ميرد يا اگر دست زمان درازاي هر نفس جان مرا ميگيرد دل گريان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترين انسانم به وفاي همه بي ايمانم دل گريان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم

شیرین

سلام[گل][گل]