فردایی نیست عزیز،فردایی نیست

زیر این چتر این خانه

باید به سوگ نشست زندگی را

از پشت پلکهای بی خواب

بی اشک

به هیچ باید نگریست

به سوختن شمع های شب های تنهایی

بر مزار خویش

در انتظار مرگ