تا حالا شده کاری رو انجام بدین بعد پشیمون بشین.امروز من وقتی زانی رو فروختم این طوری شدم.از محضر که اومدم بیرون یه جوری نگاهم کرد که از صد تا فحش برام بدتر بود با زبون بی زبونی گفت نامرد این بود مزد اون همه زحمتی که برات کشیدم.منم دیگه جرات نکردم به چشماش نگاه کنم سرمو انداختم پایینو تا خونه پیاده اومدم حوصله سر کار رفتنم نداشتم تلفنمم خاموش کردم .از خودم بدم اومد کاش وسوسه نشده بودم مگان کروک بخرم حالا می خوام خودمو مجازات کنم فعلا یکی دو ماه با تاکسی میرم تا ادب بشم ودیگه بهترین دوستمو نفروشم.

زانی می دونم که این نوشته رو نمی خونی اما ممنونم که هیچ  وقت پنچر نشدی،ممنونم که هیچ وقت منو تو راه نذاشتی،مرسی که این همه منو مسافرت بردی وگردوندی،مرسی که اون همه راه تا ایروان منو بردی و خم به ابرو نیاوردی خیلی دوستت دارم .اگه تونستی منو ببخش.